تبلیغات
ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ - من کیستم

ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ
انتظار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، در حالی که برای سؤالات آزاردهنده­اش به دنبال پاسخی می­گشت، در خیابان پرسه می­زد. وقتی از کنار باغی گذشت، تصمیم گرفت بنشیند و گلها را تماشا کند. یکی از اهالی آنجا رفتار عجیب او را دید و پلیس را خبر کرد. چند دقیق بعد، افسری به شوپنهاور نزدیک شد و بی­ادبانه پرسید: کی هستی؟

شوپنهاور سراپای پلیس را برانداز کرد و گفت: اگر بتوانید به من کمک کنید تا جواب این پرسش را پیدا کنم تا ابد سپاسگذار خواهم بود.

 دوستان خوبم، تا حالا شده این سؤال رو از خودتون بپرسید؟

من کی هستم؟

بعضی وقتها رفتار ما آدمها باعث می­شه از خودمون بپرسیم: من کی هستم؟

بعضی وقتها نقاب­های قشنگ به روی صورت، بعضی وقتها حتی نقاب­های زشت.

آلن واتس می­گه: تصور می­کنم اگر ما با خودمان روراست باشیم، جذابترین پرسش دنیا این است: من کیستم؟ منظور از من چیست؟ اصل وجود را نمی­توان معاینه کرد. همانطور که بدون استفاده از آینه نمی­توان چشمهای خود را دید، دندان­های خود را گاز گرفت و نوک انگشت کوچک دست چپ را نمی­توان لمس کرد. به همین دلیل، پرسش در مورد اینکه ((که هستم)) همیشه با رمز و رازی ژرف همراه است.

البته دوستان، من هربار سعی کرد تونستم نوک انگشت کوچک دست چپم رو لمس کردم و منظور آلن واتس رو نفهمیدم. هر کسی متوجه شد لطفاً به من هم خبر بده.

واقعاً پرسش سخت و عجیبیه که هم زمانیکه خودمون از خودمون می­پرسیم جوابی نداریم، هم وقتی دیگران می­پرسن.

به قول جبران خلیل جبران: هرگز احساس ضعف و ناتوانی نکرده­ام جز در مقابل کسی که از من پرسیده است ((تو کیستی؟))

 شاد باشید

عاشقتونم


نوشته شده در 1387/11/8 ساعت 11:49 توسط انتظار سنگ صبور |نظرات |