تبلیغات
ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ - بازیچه....

ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ
انتظار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یاد آن روز که شکار آدمیان بودم و

یاد امروز که قفس آدمیانم

سکوتم خالی از باد است ، بی تمنا دست به آسمان دارم

 

کوله بارت در دست من چه زیبا جا مانده است

 

بی شک مسافرم تا به ابرها برسم

 

که سکوت را بشکنم که بارانی بر مزرعه انسانهای سرد ببارد

 

در بسته شد ، سکوت شکسته شد

آه کشیدم که نکند دلی شکسته فریاد بزند

دل هوایی شد

سرم سودایی شد

رنگ آسمان رنگ جدایی گرفت

چه نفرین تلخی، چه هیاهویی, چه چشنی زیبایی برای مردنم، رفتنم و از یاد بردنم

خوب شد، زنده ام ولی عزایم را چه با شکوه همراه باتو دیدم

خاطرم از یاد نبرده است محبتت را

زنده ام، یا که مرده ام نمیدانم چرا باخته ام

((این اپم با همکاری دوست عزیزم آقا سجاد که شعرهاشو گفته منم گذاشتم اینجا))


نوشته شده در 1388/06/3 ساعت 10:16 توسط انتظار سنگ صبور |نظرات |