تبلیغات
ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ - چشمهای زیبایت

ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ
انتظار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چشمهایت را نبند حتی پلک هم نزن

میخواهم شهوت چشمانم ، سنگ محک ایمان دروغینت را بشکند

و تنها لبهایم ، بی هیچ رقص اندامی ، تمامی تنت را آغشته به گناهی

لذت بار کند 

و بعد من میروم حتی بدون ذره ای دلبستگی و تو می مانی با

حسرتی

همیشگی و خاطره‌ی جسم شلاق خورده ای که دیگر در آغوش تو

نخواهد گنجید

 

به چشم های گناهکارش خیره میشوم 

من غمگینم
زیرا مرده شورها از مرگ انسان ها شاد می شوند

دلم میگیرد
دختر هایی را میبینم که عشق معامله می کنند

و جنین سقط شده می خرند
هم کلاسی هایم در شعر ها و رمان های عاشقانه ی سال غرق اند

قلب هایمان الوده به کوچه و خیابان است
و به نامه هایی که از پشت شیشه های سخت و قطور به ما میرسد

دست هایم را می نگرم
چیزی جز هیچ نمی بینم
و چسب خورده ترین قسمت سینه ام می شکند دوباره...

که در تمام ساعت های سکوت
سعی به جمع کردن آن داشته ام

اکنون که به بیرون می نگرم کسی در کوچه نیست

در را که باز می کنم
الوده ترین رز دنیا را در سپید ترین دست ها میبینم
به چشم های گناهکارش خیره میشوم

و منتظر
که کسی دست های خالی ام را پر کند


نوشته شده در 1388/07/26 ساعت 09:10 توسط انتظار سنگ صبور |نظرات |