تبلیغات
ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ - دروغ...

ܓܨミ★ミஜ انتظار ஜミ★ミܓܨ
انتظار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ...

گفتم اگه بارون نیامد چی؟ گفتی اگه چشمای تو بباره آسمون گریش میگیره...

گفتم: یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار

 گفتی به چشم...

حالا من دارم گریه میکنم و آسمون نمیباره...

تو هم اون دور دورا ایستادی به من میخندی...






نوشته شده در 1388/12/28 ساعت 14:08 توسط انتظار سنگ صبور |نظرات |